Monday, July 18, 2011

لب بر تیغ- واقعیت امروز جامعه ما؟


 
پس از خواند رمان آخر حسین سناپور، لب بر تیغ، صفحه حوادث روزنامه ها را می خوانم!!!  ... کاری که قبلا انجام نمی دادم. رمان لب بر تیغ اگر چه با داستان پردازی و روایت خوبش خواننده را تا آخر با خود می کشاند و سوار بر موج حوادث می کند، اما انتقادهای فراوانی را نیز برای نویسنده اش به  همراه داشته است .  مضمون انتقادها این است که زمان و موضوع رمان مربوط به دوران  ما نیست و داش آکل را به ذهن متباتر می کند. اگر چه در نگاه اول این ایراد وارد است و برای کسانی که دنبال حرف نو در ادبیات داستانی مدرن هستند، لب بر تیغ سناپور را ناامیدکننده می پندارند. ولی نکته ای بس ظریف در مضمون این رمان وجود دارد همان طور که خود نویسنده در مصاحبه هایش اذعان کرده که این رمان داستان امروز تهران است. امروز در شهری زندگی می کنیم که انسان ها به دلیل تفاوت های اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی دیگر حرف یکدیگر را نمی فهمنند و با 50 درصد همشهری های خود بیگانه اند و این حرف نزدن تا زمانی ادامه پیدا می کند که فاجعه ای رخ دهد. قتلی صورت بگیرد ... . 
.امروز روزنامه ها مرگ یکی از قوی ترین مردان ایران را تیتر کرده اند آیا او یکی دیگر از شخصیت های رمان لب بر تیغ است؟.

شانت باغرام 27 تیر 1390

1 comments:

nareg said...

با نظرتان در مورد شهر تهران کاملا موافق هستم. فکر می کنم این مطلب در مورد بیشتر شهرهای بزرگ ایران صدق می کند. خود جناب مقتول هم گویااهل کرج بوده و در کرج به قتل رسیده است . من هم عادت به مطالعه صفحه حوداث ندارم اما در سایت های خبری ، اخبار معمولا به صورت "در هم" در خروجی قرار می گیرد و متاسفانه در دو-سه ماه اخیر خیلی تیترهای اینچنین دیده ام . در شرایط اقتصادی نابه سامان جاری ظاهرا جان انسان ها هر روز ارزان تر می شود.